بيست و سه ماهگي
سلامممم عزيزم شمارش معكوس براي تولدت و ذوق و هيجان بي نهايت من شروع شده ... از 23 ماهگي بگم كه ... هر موقع ميريم دست و صورتتو بشوريم وضو هم ميگيري مياي مهر برميداري نماز ميخوني (ركوع و سجده و قنوت رو قشنگ اجرا ميكني )، خلاصه 7-8 بار در طول روز نماز ميخوني، خدا هم انقدر واجب نكرده اخه ماماني توي مشهد ميگفتيم به امام رضا سلام بده دست ميذاشتي رو سينه سرت رو خم ميكردي ميگفتي السسسلام بهت ميگيم اميرصدرا بخوريمت؟ آرهههه، از كجا شروع كنم به خوردن؟ از لپ يه روز با مامانجون تلفني صحبت ميكردي يهو گفتي من هندونه و پسته و بستني ميخوام، گفت واست بخرم بيارم؟ گفتي آره ... دو ساعت بعد ديدم بند...
نویسنده :
فاطیما
8:55











